آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

388

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

مارهاى خوش‌خط و خال زيبايى ديده مىشد كه زير آفتاب چنبر زده بودند و قطر بعضى از آنها په اندازهء بازوى آدمى بود و طول‌شان به سه ساعد مىرسيد . در اين منطقه مخصوصا حوالى تركى گونه‌ئى كم‌نظير از موش‌هاى صحرايى ديديم كه آن را به عربى يربوا « 1 » مىنامند ، اين جانور به موش معمولى شباهت دارد . ولى همرنگ و همقد موش‌خرما است كه در ساكسن « 2 » ، حوالى ماگدبورگ « 3 » و مسقط الرأس پدرم ، آشرزلبن « 4 » به‌وفور ديده مىشود و تقريبا شباهت به سنجاب كوچك دارد . پوست اين موش قهوه‌ئى مايل به مشكى است و سرش شبيه سر موش - هاى معمولى و گوش‌هايى دراز و دست‌هايى كوتاه و پاهايى بلند دارد و فقط مىتواند سربالايى را خوب بپيمايد و بر زمين هموار آهسته مىخزد و از اين‌رو اغلب از جهيدن نيز كمك مىگيرد و در اين كار بسيار چابك است ، به اندازهء يك ساعد از زمين به هوا مىجهد و دمش را علم مىكند دم اين موش هم شبيه دم موش‌هاى صحرايى است ، ولى نه به آن كلفتى و بر سرش دسته مويى سفيد رنگ دارد . تماشاى آنها به‌خصوص وقتى كه دستجمعى مىپريدند بسيار جالب بود . مقصد مسافرت ما ، شهر تركى بود كه در آنجا به عنوان ميهمان از ما استقبال شد و زير خيمه‌هايى كه نزديك شهر برپا كرده بودند ، تا مهيا شدن محل اقامت ، با شيرينى عسلى ، آبجو ، دوشاب ، عسل و براندى به خوبى پذيرايى شديم . تمام اعضاى كميته به سبب اينكه بالاخره از شر تاتارهاى داغستانى وحشى ، خائن و كينه‌توز راحت شده و همجوار روس‌ها شده بودند ، از ته قلب خوشحال بودند و چنين مىنمود كه دوباره پا به ميهن خود گذاشته‌اند . اينك شرح بيشترى راجع به چركس‌ها :

--> ( 1 ) - Jerbuah ( 2 ) - Sachsen ( 3 ) - Magdeburg ( 4 ) - Aschersleben